• امروز دوشنبه سی ام دی 1398 

اخبار سازمان اوقاف

مطالب ویژه

جشنواره عکس وقف

فرم های کاربردی

خدمات غيرحضوري

سامانه شکايات

وقف آب در سرزمین بی آب

وقف آب در سرزمین بی آب

از کارهای برجسته واقفین یزدی ، راه‌اندازی و ساخت بناهایی آبی همچون پاکنه، یخدان، یخچال، چشمه، نهر، سنگاب، کاریز، جوی، آب‌انبار، چاه، برکه، سقاخانه و پایاب میباشد

 دوشنبه 18 آذر 1398   21  0      

آب در سرزمین ایران از هزاره‌های دور تا امروز، همواره جایگاهی مهم داشته است. اگر ایرانیان در تاریخ خود با «مسائل» روبه‌رو بوده‌اند، «مساله آب» در میان آنها بی‌تردید جایگاهی در صدر دارد؛ همان‌گونه که «مرتضی فرهادی» جامعه‌شناس و پژوهشگر برجسته حوزه یاریگری در تاریخ ایران نیز در مقاله «جنگ پنهان سی‌ساله» اشاره می‌کند، «اهمیت فوق‌العاده آب در جغرافیا، زندگی و معیشت ایرانیان از سویی و اهمیت آن در فرهنگ و آیین‌های مذهبی آنان از دیرباز تاکنون سبب شده است نام و نماد آب در بسیاری از آیین‌ها، باورها و دست‌ساخته‌ها و دست‌یافته‌های ایرانی، جایی درخور و حضوری ازلی داشته باشد». به تعبیر وی «جشن‌های آب و آیینه‌های پیوسته با آب‌خواهی و باران‌خواهی بی‌گمان درگذشته در سرزمینی که به‌درستی تمدن کاریزی نامیده شده، از کمیت و کیفیتی ویژه برخوردار است».
بخشی مهم از سرزمین ایران، از منابع کافی و در دسترس آب بی‌بهره‌اند. همین مسأله موجب شده است مردمان ساکن در آن مناطق به ابتکاراتی چون کاریز (قنات) روی بیاورند؛ پدیده‌ای که مایه سربلندی ایرانیان در تاریخ چند‌هزار ساله به‌شمار می‌آید. از این مسأله که بگذریم، در مناطق کویری ایران با روستاها و شهرهایی روبه‌روییم که حتی برای زندگی روزمره خویش، آب کافی در دسترس نداشته‌اند.
این وضع در منطقه‌ای چون یزد، از گذشته‌های دور همواره وجود داشته است. نیک‌اندیشان و نیکوکاران در این میانه، با ساخت و وقف آب‌انبارها به یاری کسانی می‌آمدند که به سادگی به منابع آب دسترسی نداشتند.
ساخت نخستین آب‌انبار بنا بر روایت «صالح علی بن داوود استرآبادی» در کتاب «انساب النواصب» چنین است: «بعد از واقعه کربلا، به نظر یزید پلید رسید که به‌عنوان کفاره قتل امام حسین(ع)، برکه و آب‌انباری بسازد تا مردم از آن آب بیاشامند و همین سبب تخفیف در عذاب او شود و شفاعت رسول‌خدا(ص) نصیبش گردد. چون آن برکه ساخته شد و آن را پر از آب نمودند، ابتدا فرشته‌ای آمد و از آن حوض آب نوشید و به‌گونه‌ای یزید را لعنت کرد که تمام اهل شام و خود یزید آن ندای غیبی را شنیدند. و پس از آن هرکس که آب می‌نوشید، بر یزید لعنت می‌فرستاد و حتی خود او نیز هر زمان آب می‌آشامید. بر خود لعنت می‌کرد و از همین جهت است که هرکس می‌آشامد بر یزید لعنت می‌کند».
علی‌اکبر تاجر یزدی، آب‌انبار فهادان را به این امید وقف کرده است «قربه الی‌الله و طلباً لمرضاته بجهت ذخیره یوم لاینفع‌المال و لابنون ... کافه مؤمنین و مؤمنات از آشامیدن آن مستفیض شوند و طلب مغفرت از برای آبی نمایند... ان‌الله لا یضیع اجرالمحسنین». دیگران نیز برای آن‌که در این کار خیر شریک باشند، به اندازه توانایی خود کمک می‌کردند؛ چنانکه برخی قنات یا چند جره آب از سهم خود را وقف می‌کردند.
از اهداف وقف و نیکوکاری در آب‌انبارها این موارد را در برمی‌گیرد؛ حاج علی‌اکبر ریسمانیان در جنب آب‌انبار سیدفتح‌الرضا که خود ساخته بود، سقاخانه‌ای هم برای پیرمردان و پیرزنان و افرادی که توانایی پایین رفتن از پله‌ها را نداشتند، ساخته و از وجه دکان‌های موقوفه آب‌انبار، مبلغی به سقاها می‌داد تا هر روزه آب خنک را به وسیله مشک به بالا آورده و درون سقاخانه بریزند. همین نکته در وقف‌نامه امیرحسن خانی طبس به ١٢٣٤ قمری هم دیده می‌شود. «در وجه چراغچی و سقای بازار که به جهت عجزه و فقرا آب آوردند.»
خرید کوزه، از دیگر موارد وقف بوده است.
وقف نمک، مورد دیگری است که در موقوفات آب‌انبار دیده می‌شود. این کار برای گندزدایی آب‌انبار و جلوگیری از فاسد شدن آب انجام می‌شده است.
بیشتر آب‌انبارهای یزد، موقوفات یا وقف‌نامه داشتند که به صراحت در برخی متون، به وقف‌نامه‌های این آب‌انبارها اشاره شده است؛ آب‌انبار فهادان در ‌سال ١١١٥ قمری، آب‌انبار مسجد جامع ابرندآباد‌ سال ١٠٩٥ قمری، آب‌انبار مسجد یعقوبی و آب‌انبار عطاء‌الله سال١٠٣٦ قمری، آب‌انبار شاه ابوالقاسم ‌سال ١٠٨٢ قمری، آب‌انبار حاج حسین عطار یزد‌ سال ١٢٠٥ قمری و آب‌انبار جوی هُرهُر‌سال ١٢٢٢ قمری.
ساخت آب‌انبار در زمان‌های گوناگون را می‌توان یک فرهنگ و فکر نیک تعبیر کرد؛ فرهنگی که انسان را وا می‌دارد آب را برای مردم از ته آب‌انبار بالا آورده و در سقاخانه و سنگاب کنار کوچه برای رهگذران و ناتوانان بریزد؛ فرهنگی که در وقف‌نامه مواردی را مشخص می‌کند تا از موقوفات آب‌انبار وجهی را در اختیار سقاها بگذارد تا هر روزه سقاخانه و سنگاب را از آب زلال پر کند بدین‌منظور که درماندگان ناچار نباشند در گرمای تابستان ٤٠ تا ٥٠ درجه، پله خیس و لغزنده را بگذرانند و آب بیاشامند.
واقفان حتی در اندیشه روشنایی بستر آب آب‌انبار هم بوده‌اند «هو الواقف علی‌الضمائر ... حاجی محمد، ولد مرحوم حسین احمد شریف، تعمیرات آن را تمام نمود که مسلمین آب بنوشند و باعثان را دعا کنند و چون کاروانسرای حاجی سبزعلی واقف است، باید هرساله چهارهزار دینار ... به مصرف روشنایی بستر آب بشود.»
یکی از رگه‌های مهم حیات آب‌انبارهای یزد در دوره قاجار، باز زنده‌سازی و افزونی وقف‌نامه وقف‌آباد یزد بود که پیش از این سیدرکن‌الدین محمد حسینی یزدی، بانی مدرسه رکنیه فرموده بود «تا در فراشاه قناتی جاری نموده، چند آب از سهام قنوات دیگر به‌عنوان ملکیت خریداری کرده، به یکدیگر ممزوج ساختند و از میان شهر و محلات در مسجد جامع آورده، از آن‌جا به مدرسه رکنیه و میدان وقت و ساعت گذرانیده، از در کوشنکو بیرون برده و به خانه محمدیعقوب، معلم خود جاری ساخت و آن را از آب «وقف‌آباد» نام نهاد». این کار واقفان جدید موجب شد خونی تازه در رگ‌های حیات آب‌انبارهای یزد جاری شود؛ آب‌انبارهایی که بر اثر خشکسالی و قحطی از رمق افتاده بودند. این مهم مگر با همت بزرگان و نیکوکاران یزد میسر نشد.
برچسب ها  

نظرات کاربران پیرامون این مطلب

انصراف از پاسخ به کاربر
 

آخرین اخبار

پربازدیدترین اخبار